مجتمع آموزشی و پرورشی امام خمینی (ه) - آموزش و پرورش مشهدمرغاب
تاریخ : 90/07/05
نویسنده : علی ربیع نسب
گاهی کار تا به آنجا بی اعتبار گشته که هرکس و در هر شرایط به خود اجازه می دهد در این امر خطیر به طور مستقیم دخالت و یا فعالیت نماید.

حتّی در مواردی دیده می شود که طرف گروهی از مسئولین نیز اقداماتی صورت می پذیرد که گویی فراموش شده است که کار تدریس همانند بسیاری از مشاغل، نیازمند ایمان ، اعتقاد ، علاقه، اطلاع، آگاهی، مهارت و تخصیص بوده و تخلف از آن موجب گمراهی، اتلاف وقت، بیزاری، عصیان و عدم رشد و ترقی نیروی فعال مملکت می شود.

اگر اداره­ی یک کلاس درس معمولی با عنایت به مسائل خاص تربیتی و آموزشی در حد یک فن و هنر قابل قبول باشد با ذکر پاره ای از مسائل خاص کلاس­های چندپایه می توان به درجه اهمیت، مهارت و کارآیی معلم کلاس­های چند پایه پی برد. در ذیل مشکلات کلاس­های چند پایه را رد دو بخش آموزشی و غیر آموزشی مورد بحث قرارداده و راه حل های لازم را جهت رفع قسمتی از مشکلات ارائه می دهیم.

 الف: مشکلات آموزشی

1- کمبود وقت:

 هر پایه ابتدایی24 جلسه در هفته برابر جدول دروس مصوب آموزش و پرورش (ساعات آموزشی) دارد. اگر کلاس چند پایه باشد، معلم باید120 ساعت تدریس و فعالیت آموزشی را در قالب 28 ساعت برنامه ریزی کند. یعنی فرصت یاددهی دریک کلاس چند پایه به یک پنجم کاهش می یابد.

 به طور مثال: دانش آموزان پایه پنجم کلاس تک پایه در 32 هفته­ی مفید آموزشی 128 ساعت درس ریاضیات را در حضور معلم تحصیل خواهند کرد. اما دانش آموزان کلاس پنجمی که در کلاس پنج پایه تحصیل می کنند یک پنجم یعنی 26 ساعت از حضور معلم استفاده خواهند کرد.

 

 * راه حل 1: استفاده از وجود معلم یار

* راه حل 2: تفاوت زمان استراحت

در مدارس ابتدایی از هر ساعت 45 دقیقه برای تحصیل و 15 دقیقه برای استراحت، برنامه ریزی شده است. که هرکلاس ابتدایی در طول تحصیل روزانه 3 بار از فرصت استراحت استفاده می کند. اگر زمان استراحت را طوری تنظیم نماییم که فراغت دانش آموزان به طور متناوب برنامه ریزی شود. به طور قابل ملاحظه ای در وقت صرفه جویی خواهد شد.

 

در این روش داشن آموزان از حق استراحت خود محروم نمی شوند اما معلم کلاس مربوطه دچار مشکل می شود که می تواند با برنامه ریزی دقیق این نقیصه را جبران کند.

* راه حل 3 :

حذف فرصت اختصاص داده شده برای حضور و غیاب داشن آموزان

 

یک معلم علاقمند هرگز قسمتی از وقت مفید آموزشی را صرف حضور و غیاب داشن آموزان نمی کند بلکه با گذشت یک هفته از سال با یک نیم نگاهی به نیمکت ها از حضور و عدم حضور دانش آموزان مطلع می شود. البته در این صورت باید به برقراری ارتباط موثر و متقابل معلم با دانش آموز در برنامه های آموزشی اهمیت بیتری داده شود تا موجب قطع ارتباط عاطفی دانش آموزان و معلم نگردد. اگر چه در کلاسهای چند پایه به دلیل حضور مرتب و پیوسته معلم در کلاس این مشکل زیاد احساس نمی شود.

 

* راه حل 4 :

ثبت فعالیت ها در چک لیست یا دفاتر شاخص آموزشی در خارج از وقت

در یک کلاس چند پایه در هر روز 20 مورد فعالیت آموزشی صورت می گیرد. (برای هر پایه 4 جلسه) اگر معلم بخواهد این فعالیت ها را در دفتر نمره ثبت کند حداقل در هر روز 30 دقیقه از فرصت مفید آموزشی ضایع می شود.

بهتر است فعالیت های انجام یافته در یک صفحه به صورت خلاصه نوشته و بعداز پایان وقت آموزشی به صورت دقیق در دفتر ثبت گردد.

* راه حل 5:

تکلیف دانش اموزان در خارج از وقت آموزشی بررسی گردد.

برای عمل به این شیوه لازم است که باتدای سال دانش آموزان را به داشتن دو دفتر تکلیف تشویق و توجیه کرد. هر روز صبح دفتر تکلیف دانش آموزان جمع آوری شده و بعد از وقت آموزشی توسط معلم بررسی می شود و همان شب تکلیف داده شده در دفتر دیگر نوشته می شود و باز فردای آن، دفاتر دیروز پس داده و دفاتر دیگر جمع آوری می شود.

* راه حل 6:

تعیین یک زمان خاص در خارج از وقت آموزشی برای پاسخ به ارباب رجوع

معلم کلاس های چند پایه علاوه بر معلمی، مدیریت آموزشگاه را نیز برعهده دارند. با این وصف مسلماً هر روز تعدادی ارباب رجوع خواهد داشت که برای انجام اموری مانند: درخواست گواهیف پرونده­ی تحصیلی، اخذ مرخصی یا مطلع شدن از وضع تحصیل فرزند خود به آموزشگاه مراجعه و موجب تضییع وقت مفید آموزشی می شوند.

در ابتدای سال وقت بخصوصی را جهت پاسخ به ارباب رجوع مشخص و از طریق دانش آموزان به اولیاء اعلام کنید و یا روی مقوا نوشته و به دیوار دفتر آموزشگاه نصب کنید.

* راه حل7:

انجام امور مدیریتی خود را که مستلزم حضور در اداره است با مدیر مجتمع هماهنگ کرده و یک درمیان این کار انجام گیرد.

 

 

2- فقدان تجهیزات آموزشی

اثر مفید استفاده از تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی در تعمیق یادگیری چیزی نیست که بر کسی پوشیده باشد. اما متاسفانه در کلاس های چندپایه این مشکل به دو دلیل ایجاد می شود:

الف) پایین بودن سرانه­ی داشن آموزی(در این گونه مدارس حتی برای تهیه سوخت زمستانی هم مشکل مالی وجود دارد) که قدرت خرید وسایل کمک آموزشی را از مدیر ومعاون آموزگار سلب می کند.

 

ب) در اولویت قرارداشتن مدارس چندپایه در هنگام توزیع وسایل کمک آموزشی رایگان، از طرف اداره به دلیل پایین بودن آمار دانش آموزان، استفاده از وسایل و تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی به عنوان تسهیل کننده­ی امر یادگیری، بخشی است که در تمام تحقیقاتی که در این خصوص صورت گرفته به اثبات رسیده است.

ج) در برخی موارد که کیت های آموزشی و وسایل آموزشی و آزمایشگاهی وجود داشته نگرش استفاده از آن در مدیر و آموزگار وجود نداشته که خود مشکلی جدی است اما نبود این گونه وسایل، توجیهی به عدم تلاش برای دست یابی به آن نمی باشد.

د) فقدان آموزش معلمان در استفاده از وسایل آموزشی از مشکلات این کلاس هاست.

* راه حل 1:

دانش آموزان در ساعت هنر می توانند با هدایت معلم ابزار و وسایلی بسازند که در تدریس بعنوان وسیله­ی کمک آموزشی مورد  استفاده قرار گیرد. ساختن بسته های ده تایی و چرتکه­ی آموزشی به عنوان کاردستی سال هاست که توسط معلمان بعنوان یک شیوه به کار گرفته می شود.

* راه حل 2:

تدوین و برنامه ریزی آزمایشات علوم برای یک روز مشخص و به امانت گرفتن این گونه وسایل از مدارس برخوردار راه دیگر جبران این نقیصه است.

* راه حل 3:

بردن چند جلسه به آزمایشگاه مرکزی اداره­ی آموزش و پرورش محل خدمت یا آزمایشگاه مجهز یکی از مدارس با هماهنگی اداره، روش دیگری برای استفاده از وسایل آموزشی است. آزمایشگاه دبستان شهدای شهیدآباد باقول مساعد ریاست اداره در حال راه اندازی است.

* راه حل 4:

اما مناسب ترین راه طرح مشکل با اولیاء دانش آموزان است. تحقیقات ثابت نموده است که اگر اولیاء درگیر مسائل آموزشگاه شوند کمک شایانی به حل مشکل خواهند نمود. خرید یک جعبه­ی علوم یا ریاضی هزینه­ی چندانی ندارد که از عهده­ی مردم یک روستا بر نیاید.

* راه حل 5:

استفاده از وسایل دور ریختنی در خانه و ساختن وسایل آموزشی

* راه حل 6:

اساس آزمایشات علوم براستفاده از محیط اطراف قرارگرفته است که با وسایل اطراف خانه و مدرسه می توان بسیاری از آزمایشات را انجام داد.

3- حذف یا کم رنگ نمودن تعدادی از دروس مانند ورزش و هنر:

آموزش و پرورش تنها آموختن ضرب و تقسیم نیست، بلکه شکوفا نمودن استعدادهای دانش آموزان است. شاید دانش آموزان در ورزش و هنر استعداد بالقوه­ای دارد که با اندک عنایتی به بالفعل تبدیل شود. فدا نمودن چنین استعدادهایی به بهانه وقت ظلمی نابخشودنی در حق کودکان بوده و عنصر نشاط و هیجان را از بین می برد از مدرسه فضایی دلگیر و خشک در ذهن داشن آموزان ترسیم می کند.

فعالیت فیزیکی نه تنها در تامین سلامت جسمانی، بلکه در سلامت روانی نیز اثر دارد.

مطالعات کلینیکی نشان داده است که: «اضطراب متوسط و افسردگی در اثر فعالیت فیزیکی بهبودی می یابد.»

 صاحبنظران اعتقاد دارند به سه علت زیر دانش آموزان از نظر جسمانی فعال باشند:

 1)   فعالیت جسمانی 62 درصد برای ایجاد یک احساس خوب روانی و جسمی، محرک قوی به شمار می رود.

2)   فعالیت جسمانی 42 درصد در کنترل کردن وزن، داشتن ظاهر متناسب و خوشایند اثر دارد.

3)   فعالیت جسمانی 36 درصد باعث راحتی و کاهش استرس می شود. با این همه تحت الشعاع قرارگرفتن این دروس چیزی نیست که به سهولت منکر آن شد.

در ابتدای سال دانش آموزان را در گروه­های ورزشی تقسیم و چارچوبی برای فعالیت آنها تنظیم و علاقه­ی آن ها را جهت داده و نیز از افراد مطلع در ورزش برای صحبت و هدایت آنان دعوت بعمل آورید. در هنر هم به خلاقیت های کودکان بها دهید. نقاشی تکلیف درسی صرف نیست. بروز دهنده­ی تخیلات ، آلام، محرومیت­ها، ناکامی­ها و خوشحالی هاست.

هنرمندان معاصر آرزو می کنند ای کاش مانند کودکان بتوانند نقاشی های خود را ساده و صادقانه عرضه کنند به طوری که پیکاسو بیان کرده است:

«هنری که هنرمند آگاه آرزوی رسیدن به آن را دارد، هنر کودکان است».

 

گاه گاهی نقاشی­های جالب کودکان را جمع آوری و به فردی که در این زمینه استعداد دارد نشان دهید تا نقاط قوت و ضعف آنها را یادآوری نموده و انها را راهنمایی کنید. در یک کلام بدانید که دانش آموز حرفی را که در دلش می خواهد بگوید، نخواهد گفت، مگر در نقاشی.

پیشنهاد می گردد از کتاب و لوحه­های درس تربیت بدنی در حد ساعت مصوب استفاده گردد و با فعال کردن کتابخانه کلاسی در زنگ هنر به پربار نمودن زنگ هنر با استفاده از داستان خوانی، داستان گویی، نمایش و ... غنای بیش تری به تدریس ببخشیم.

 

4- کمبود اطلاعات و تجارب معلمان کلاس های چند پایه

کمبود اطلاعات معلمان تنها در یک بعد آموزشی و علمی خلاصه نمی شود، بلکه در مسائل تربیتی، روانشناسی و مهم تر از آنها، کمبود تجربه­های عملی انان است که موضوع را پیچیده­تر می کند.

 

 * راه حل1:

مطالعات و افزایش معلومات برای هر فردی و در هر شغلی عامل مهم تسلط و اعتماد به نفس می باشد. از مطالعه­ی منابع مختلف در زمینه­های آموزشی و تربیتی کودکان دریغ نکنید.

* راه حل 2:

از اداره­ی آموزش و پرورش منطقه و مجتمع آموزشی بخواهید تا جلساتی برای معلمان کلاس­های چندپایه ترتیب دهد.از کلاس آموزگاران موفق بازدید کرده و راه حل مشکلات خودتان را بپرسید. هر آموزگاری که در کلاس های چند پایه خود را از پرسیدن راه حل مشکلات بر حذر داشت، هم خود و هم دانش آموزان را به نقطه­ی تاریک و نامعلومی هدایت خواهد کرد.

* راه حل 3:

استفاده از کتاب­های روش تدریس (کتاب هایی که توسط جناب آقای جعفری کارشناس آموزش عمومی اداره در 5 جلد به تمام مدارس شهر و روستا ارسال شد)

* راه حل 4:

استفاده از سر گروه­های آموزشی برای تدریس کتاب­ها و رفع اشکال آنها در کلاس­های چند پایه.

* راه حل 5:

استفاده از تجربیات و توضیحات معلم راهنمایان تعلیماتی در کلاسهای محور بازدید خود.

  

* راه حل 6:

استفاده از کتاب ­های خاص کلاس­های چندپایه.

* راه حل 7:

استفاده از cd تدریس های جشنواره­ی الگوهای برتر تدریس.

5- نا متناسب بودن ترکیب سنی و جنسی دانش آموزان:

حضور دختران و پسران در محیط کوچک روستا در یک کلاس با ترکیب سنی متفاوت، مشکلات زیادی را متوجه فرآیند یاددهی یادگیری و حتی نظم و انضباط کلاس و سازماندهی مطلوب آن می کند« در سال 1995 در تعدادی از مدارس اتریش داشن آموزان دفتر و پسر را از هم تفکیک و در مدارس جداگانه ای مورد آموزش قرار دادند که نتایج آن رضایت اولیاء داشن آموزان را فراهم آورد.»

مبنای این اقدام آموزش و پرورش اتریش به تحقیقاتی برمی گردد که مسئولین تعلیم و تربیت آن کشور در این خصوص به عمل آورده و به این نتیجه رسیده­اند که: اختلاط داشن آموزان دختر و پسر موجب عدم توازن در بهره وری داشن آموزان از موقعیت­های آموزشی می شود. در این شرایط دختران بیشتر از پسران در یادگیری ازخود مشکل نشان می دهند.

* راه حل:

در سازماندهی کلاس، هرگز دختران یک پایه را مجبور به نشستن در کنار پسران آن پایه نکنید. هیچ ایرادی نخواهد داشت اگر دانش آموزان پسر را در تمام پایه ها در یک طرف کلاس با میز و نیمکت­های مجزا و دانش آموزان دختر را در سمت دیگر کلاس مستقر کنید.

 6- عدم وجود مدرسه­ی راهنمایی در روستا و عدم امکان ادامه­ی تحصیل در دوره­ی راهنمایی انگیزه­ی دانش آموزان را برای تحصیل از بین می برد.

این مشکل موردی است که بیشتر از دانش آموزان، خود اولیاء نگران آن هستند و همیشه از این که بعد از اتمام این دوره فرزندان آنان خانه نشین شده و به سطوح بالاتر تحصیل راه نخواهند یافت مأیوس هستند.

* راه حل:

در چند سال اخیر خوشبختانه مدارس راهنمایی و دبیرستان های شبانه روزی در برخی مناطق، بخصوص در مناطق محروم و کم تر توسعه یافته افزایش پیدا کرده است و آموزش و پرورش در این امر مهم بیشتر سرمایه­گذاری می کند. شیوه­ی ادامه­ی تحصیل در این گونه مدارس را برای دانش آموزان توجیه کرده و از اداره مسئولی را برای توضیح این امر دعوت کرده و با تعدادی از دانش آموزان و اولیاء را با هماهنگی اداره به بازدید مدارس شبانه روزی ببرید.

-        الزامی شدن آموزش تا پایان دوره راهنمایی.

-        توسعه­ی مدارس شبانه روزی.

-        طرح ایاب و ذهاب دانش آموزان به روستاهای مرکزی

-        طرح آموزش از راه دور

-        کلاس­های راهنمایی که در مدارس ابتدایی تشکیل می گردد.

-       کلاس های مختلط راهنمایی در روستاهای استان.

ب: مشکلات غیر آموزشی کلاسهای چند پایه

 

1- عدم رسیدگی و  مشارکت اولیاء دانش آموزان در امر تحصیل فرزندان خود:

 

اولیاء دانش آموزان در این گونه روستاها به دلایل زیادی فرصت نمی کنند در امر تحصیل فرزندان خود مشارکت داشته و به آن رسیدگی کننند. یکی از دلایل مهم آن، کم جمعیت بودن روستا می باشد.

 شاید از این گفته تعجی کنید، اما وقتی آمار داشن آموز پایین تر از نصاب لازم برای تشکیل کلاس عادی است و به ناچار کلاس چند پایه­ی تشکیل شده کار معلم کلاس را پنج برابر کرده است. کمبود جمعیت در روستا نیز موجب عدم تاسیس نهادهایی در روستا شده است که کار اولیاء را چند برابر کرده است.

 

در روستاهای پرجمعیتی چون مظفرآباد و شهیدآباد ساختارهایی مانند: شرکت­های تعاونی، شعبه­ی نفت، محل جمع آوری شیر، نانوایی، خانه ی بهداشت، مخابرات و... تاسیس شده و قسمتی از امورات خانه به آنها تفویض شده. اما در روستاهای کم جمعیت همه­ی این فعالیت­ها را اولیا خود انجام می دهند که وقت زیادی را می طلبد.

 

پختن نان در خانه، بردن مریض به درمانگاه شهر و حتی چوپانی گوسفندان نیر به عهده­ی اولیاء است.

دلیل دیگر عدم مشارکت اولیاء بی سوادی و یا کم سوادی و زیاد بودن تعداد فرزندان آنان است در هر حال عدم مشارکت اولیاء زنجیره­ی ارتباط در حلقه­ی فرآیند آموزشی را از هم پاره می کند که ترمیم آن مشکل است.

 

اهمیت مشارکت اولیاء در بیش تر تحقیقات ثابت شده و همه­ی صاحبنظران به آن تأکید ورزیده اند. (دو کلاس 1968) علاقه­ی والدین را مهم ترین عامل پیشرفت می داند.

 راه حل: تحقیقات و تجربه هر دو ثابت کرده است که بیش تر از آن که بی سوادی یا فقر اولیاء مانع مشارکت آنان در امر تحصیل فرزندان باشد، درگیر نساختن و توجه نکردن آنان در این عدم مشارکت دخیل بوده است.

 سعی کنید در هر فرصتی، در جلسات انجمن اولیاء، مراسم عزاداری، جشن­ها، مناسبت­ها، در مسجد، در مزرعه و... قسمتی از پیشرفت­های فرزندان آنان را یادآوری، سپس برای رفع نکات ضعف آموزشی آنان از اولیاء کمک بخواهید.

 

اولیاء حداقل کمکی که می توانند در حل فرزندان خود معمول دارند آن است که قسمتی از کارهای جنبی فرزندان خود در امر کشاورزی و دامداری را کم کنند.

 

2- فقر مالی اولیاء

بسیار دیده شده است که اولیاء دانش اموزان به خاطر مبلغ اندکی که صرف تمهید مقدمات فرزند خود خواهند کرد، مانع ثبت نام آنان در مدرسه شده اند.

 

* راه حل1: اولیای دانش آموزان کلاسهای چند پایه حقوق بگیر نیستند که در آخر هر ماه مبلغی را دریافت کنند بلکه کشاورزان و دامدارانی هستند که تنها موقع فروش محصول خود پول دریافت می کنند با دادن فرصت برای پرداختن پول کتاب و... جلوی بسیاری از این ترک تحصیل­ها گرفته می شود.

 هر ساله در افزایش پوشش تحصیلی مبالغی به داشن آموزان کمک شده و لوازم التحریر و کیف و کفش و لباس تحویل می شود که در حال حاضر در این راه حل کمتر توجه می شود.

 * راه حل 2: شعبه­ی انجمن اولیاء و مربیان اداره­ی آموزش و پرورش منطقه در این خصوص می تواند حتی کفش و لباس آنان را تهیه کند.(مانند سال تحصیلی 90-1389)از هماهنگی با این نهادها دریغ نورزید.

 * راه حل3: فضایی را در مدرسه ایجاد نکنید که تعدادی از تشریفات و امکانات زائد که مستلزم پرداخت وجه از طرف اولیاء است رشد کند. مانند لباس­های ورزشی گران قیمت یا ...

 * راه حل 4: به دانش آموزان آموزش دهید که بیش تر دانشمندان و بزرگان و پیغمبران خدا از خانواده­های فقیر بوده­اند و بدین وسیله عزت نفس آنها را تقویت کنید.

 

* راه حل 5: می توان از کمیته امداد در خصوص رفع مشکلات مالی دانش آموزان کمک گرفت.

 

* راه حل 6: واریز هزینه سرانه به حساب مدرسه به صورت مستقل.

 

* راه حل7: دریافت کمک از افراد خیر.

 

* راه حل 8: دریافت کمک از شورای شهر (شورای روستا).

 

* راه حل 9: استفاده از اعتبارات متمرکز EFA در خصوص پوشش تحصیلی.

 

* راه حل 10: دریافت کمک از کشاورزانی که پرداخت زکات دارند برای دانش آموزان بی بضاعت.

  âراه حل 11: دریافت کمک از معادن منطقه

 

 3- سنگینی حجم کار معلمان

 

در کلاس­های چند پایه مدیر آموزگار ضمن ندریس، کار مدیریت، دفتر داری و... را بر عهده دارد که مسلماً ضمن اتلاف قسمتی از انرژی و وقت معلم، گاهی حجم کار، ذهن وی را آشفته و تحت الشعاع قرار می دهد.

 * راه حل1: یکی از کارکردهای آموزش و پرورش، مسئولیت پذیر بار آوردن دانش آموزان است. سالهای سال است که ما به غلط این شیوه را به کودکان و حتی معلمان آموزش داده این که افراد با سواد و تحصیل کرده آشغال را به زمین ریخته و فردی بی ساد باید آن را جمع کند.

 این فرهنگی نیست که به درد جامعه بخورد که در یک آموزشگاه 500 نفری که همه در حال تحصیل و آموختن یا آموزش دادن علم هستند، نسبت به نظافت محیط خود اقدام نکنند و فقط خدمتگزار آموزشگاه این وظیفه را برعهده بگیرد.

 به دانش آموزان عادت دهید که محیط خود را تمیز و پاکیزه نگهدارند و گروهی را برای این کار مشخص کنید تا با برنامه ریزی و مشارکت داشن آموزان کارهای خدماتی و تدارکاتی (خرید نفت و…) را انجام دهند.

 * راه حل 2: در ابتدای سال تحصیلی در یک جلیه­ی توجیهی، بین اولیاء تقسیم کار کنید تا اموری را که آنها می توانند انجام دهند به عهده­ی آنان بگذارید مثل تعمیرات و... .

 * راه حل 3: در زمان مفید آموزشی هرگز کار اداری را دنبال نکنید و به منبع زمان اهمیت بدهید که قابل برگشت نیست. یک نفر از ولتر نویسنده و فیلسوف و متفکر فرانسوی سوال می کند :« آن چیست که همواره حداکثر ندامت و پششیمانی را به بار می آورد و بیش از هر چیز دیگری مورد بی توجهی قرار می گیرد؟ ولتر جواب می دهد: « زمان» زیرا عامل زمان حالت مادی ندارد که بتوانیم آن را تصرف کنیم ضمن آن که مقدار محدودی در اختیار ماست و قابل پس انداز هم نیست!»

 

  4- بی ثباتی نیروی انسانی :

 بی ثباتی نیروی انسانی خصوصاً در سیستم­هایی که سلیقه ای عمل می کنند. ضرر جبران ناپذیری بر پیکره­ی آموزش و پرورش می زند. عادت پیدا کردن دانش آموزان به یک سلیقه و عوض شدن آن در یک سال بعد چیزی نیست که به سهولت آن را به روال عادی برگرداند.

 نیروی انسانی با توجه به معضلات آموزشی و پرورشی روستاها که وضعیت موجود را تبیین می کند. می خواهند به یک وضعیت مطلوب برسند. یعنی فاصله­ی وضع موجود و وضع مطلوب همان نیاز است که این نیاز را با شرکت در سازماندهی و انتخاب محل خدمت جدید می خواهند برطرف کنند.

 اما هر روستایی و هر کلاسی مشکلات خاص خود دارند که جابجایی محل خدمت راه چایه­ی آن نیست. راه حل این مشکل در دست طراحان و مسئولان نظام آموزشی کشور است که با دادن امتیاز ویژه ای برای معلمان چند پایه، ثبات نسبی را در نیروی انسانی این کلاس­ها آفریده و مشکل دیگری بر خیل مشکلات این کلاس­ها نیفزایند. تشکیل مجتمع های آموزشی یک گام به جلو در این راستاست.

 

دربیشتر مناطق آموزشی هر ساله یا عرفاً هر 3 سال یکبار سازماندهی کلی صورت می پذیرد و معلمان در روستاها و مدارس و کلاس­های چند پایه جا به جا می شوند.

  5- سوء تعذیه  

تاکنون مطالعات انجام یافته، رابطه­ی بین سوء تغذیه و برخی مشکلات یادگیری و آموزشی، مانند عدم پیشرفت تحصیلی ، غیبت­ها، نمرات امتحانی، هوش و عملکرد فرد در کارهای ذهنی را آشکار ساخته است.

 

محققانی مانند پولیت گالیکوز در یک بررسی که روی کودکان (9تا11) ساله انجام داده اند متوجه شدند که کودکانی که شب گرسنه خوابیده و صبح روز بعد نیز صبحانه نخوردند در مقایسه با دانش آموزانی که صبحانه مقوی خورده بودند از گلوکز که سوخت مصرفی مغز انسان است پایین تری برخوردار بودند.

 

بررسی دیگری روی گروه کودکان (9 تا 11) ساله نشان داد که نخوردن صبحانه باعث می شود که این کودکان در آزمون­های حل مساله اشتباهات یادی مرتکب شوند اما اثر مهم صبحانه نخوردن وقتی مشخص شد که این کودکان در آزمون­های یادآوری حافظه­ی کوتاه مدت در مقایسه با دانش اموزانی قرار گرفتند که صبحانه خورده بودند.

 

بنابراین قاطعانه می توان گفت: یادآوری اطلاعاتی که تازه آموخته شده با خوردن صبحانه افزایش می یابد.

 راه حل: اولیاء دانش اموزان را به امر مهم توصیه کنید تا به کمیت و کیفیت غذای کودکان خود رسیدگی کنند و اگر مدرسه­ی شما جزو مناطق محروم است که تغذیه رایگان داده می شود، این تغذیه را اول صبح بدهیه و تشویق کنید که حتماً بخورند.

 

معمولاً دانش اموزان لقمه نانی را با خود به مدرسه می آورند و حتی دیده شده است که در کلاس درس هم سعی دارند آن را بخورند. مانع غذا خوردن آنها نشوید. اما عادت دهید که در زنگ تفریح این کار را انجام دهد و به آنها توضیح دهید که شما مخالف غذا خوردن آنان نیستید. بلکه مختلف خوردن غذا در کلاس هستید.

 

در تعدادی از کشورها صبحانه خوردن در مدارس معمول است. تحقیق روی این موضوع اثبات کرده است که این عمل تاثیر فراوانی به حضور بیش تر دانش اموزان در مدارس و بهبود نمرات حساب آنها داشته است.

 

6- غیبت بیش از حد دانش آموزان :

 

دلایلی که در ابتدای بحث مشکلات غیر آموزشی تحت عنوان «عدم رسیدگی و مشارکت اولیاء دانش آموزان در امر تحصیل فرزندان خود» بر شمردیم همان دلایل، در غیبت دان شاموزان نیز تاثیر دارد.

 

عدم تقسیم کار در روستاهای کم جمعیت به دلیل عدم تاسیس نهادهای زیر ساختی، حجم کار روستائیان را افزایش می دهد و اولیاء ناچارند قسمتی از کار خود را به فرزندان تفویض کنند که غیبت دانش آموزان براثر این پدیده، بیش تر در ماه­های فروردین، اردیبهشت و خرداد (فصل کار روستائیان) روی می دهد.

 

دانش آموزان روستایی با یک سرما خوردگی، جهت مداوا عازم شهر می شود تا تحت درمان قرار گیرد، ایاب و ذهاب آنان علاوه بر طول درمان، مدت غیبت آنان را افزایش می دهد.

 

* راه حل: درابتدای سال اعلام کنید که به 3 نفر از دانش آموزانی که کمترین غیبت را در طول سال داشته باشند جایزه خواهید داد یا با هماهنگی اداره به اردوی کوتاه مدت اعزام خواهیدکرد. علاوه بر آن، توجیه اولیاء تاثیر مهمی در کاهش غیبت دانش آموزان دارد.

 

 7- پایین بودن حق سرانه مدارس چند پایه

 

سرانه هم چنان که از اسم آن معلوم است ضرب ثابت یک مبلغ در تعداد دانش آموزان است. سرانه اختصاص داده شده، از طرف اداره به چنین مدارسی به علت پایین بودن آمار دانش آموزان خیلی ناچیز است. بررسی ها نشان داده است که بیش از 40 درصد این رقم صرف کرایه بابت حمل و نقل و میز و صندلی و سوخت زمستانی می شود.

 * راه حل: سعی کنید با استفاده از خودروهای اداره با هماهنگی اداره یا با استفاده از وسیله نقلیه عمومی روستا که معمولاً به مراکز بخش و بالعکس رفت و آمد می کنند. این موضوع را حل کنید تادر هزینه صرفه جویی شود.

  با توجیه کردن اولیاء از مشارکت مالی آنان برخوردار شوید در این امر اولیاء بهترین یاری کننده مدارس هستند.  

 8- فضای نامناسب آموزشی:  

بدلیل پایین بودن حق تعمیرات که برحسب کلاس درسی توزع می شود، تعمیرات لازم در این مدارس صورت نگرفته و روند تخریب فضای آموزشی تسریع می شود.

 * راه حل: در بین روستاییان، معمولاً تعدادی کارگر ساختمانی است که به صورت فصلی در شهرهای بزرگ کار می کنند و در فرصت ایجاد شده به روستا مسافرت می کنند که هماهنگی با این عزیزان زحمت کش مخصوصاً با مسئولیت دادن می توان قسمت عمده ای از تعمیرات را بر عهده­ی آنان گذاشت به طوری که هزینه­­ی مصالح ساختمانی را تعداد دیگری از اولیاء و کار ساختمانی و تعمیرات را اینها به عهده بگیرند. تجربه نشان داده است که معمولاً با کمال میل این کار را می پذیرند.

  9- نبود امکانات بهداشتی:

 صاحب نظران اعتقاد دارند که رعایت مسائل بهداشتی بیشتر از آن که به امکانات مربوط شود، به فرهنگ رعایت مسائل بهداشتی وابسته است. متاسفانه در روستاها با چنین مشکلی مواجه هستیم.

 کم توجهی اولیاء دانش آموزان به مسائل بهداشتی گاهاً به تعطیلی مدرسه منجر شده است و بیماری های فصلی و مسری با سرایت به دانش آموزان دیگر، کلاس­ها را به حالت تعطیلی کشانده و موجب پایین آمدن ضریب بهره وری شده است.

 * راه حل: مادران بیش تر از پدران در این مورد می توانند شما را یاری کنند و با دعوت از یک پزشک(مرکز بهداشت- خانه بهداشت) می توانید اولیاء و دانش اموزان را به این امر مهم توجیه کنید که همیشه مواظب حالات جسمی دانش آموزان بوده و اشعار «پیش گیری بهتر از درمان است » را رعایت کنید.

کارت واکسیناسیون کودکان را کنترل و همیشه با واحد بهداشت اداره هماهنگ شوید.

 10- غیبت معلمان به دلیل عدم بیتوته در روستا:

 اگر معلمان کلاس­های چند پایه در محل خدمت بیتوته ننمایند، مشکلات شمره شده را باید در عدد دو و حتی بیشتر ضرب کنید. در بسیاری از موارد مانند رسیدگی به تکالیف و تصحیح اوراق دانش آموزان و طراحی و تدریس... توضیح دادیم که معلمان می توانند رد خارج از وقت آموزشی این امور را انجام دهند.

 

عدم بیتوته معلمان ضایعات جبران ناپذیری بر پیکره نحیف کلاس­های چندپایه متوجه می کند که به طور خلاصه به شرح زیر می باشد:

 1)   رفت و آمد معلمان به صورت روزانه موجبات خستگی جسمی و روحی آنان را فراهم نموده و قسمتی از کارایی آنان را از بین می برد.

 2)   رفت و امد معلمان هزینه­ی زیادی در بردارد که با توجه به حقوق کم معلمی یک منبع هزینه­ی دیگر را نیز افزایش می دهد.

 3)   رفت و امد معلمان اکثراً با تاخیر همراه است که آثار زیان باری را متوجه دانش آموزان می کند.(ورود در شنبه با تاخیر و خروج در چهارشنبه با تعجیل صورت می گیرد.)

 4)   مدت تاخیر از وقت مفید آموزشی آنان کسر می شود.

 5)   در این صورت معلم به عنوان یک الگوی بی نظمی سرمشق دانش آموزان قرار می گیرد.

 6)   موجب اعتراض اولیاء و از بین رفتن جو صمیمی در محیط روستا می گردد که بعد از آن توقع و انتظار هرگونه کمک از آنها بی معنی می شود.

 7)   در غیاب معلم، دانش آموزان بی نظمی ایجاد نموده و گاهی باعث برخورد فیزیکی می شوند.

 8)   در غیاب معلم دانش آموزان، بخصوص در فصل سرما در محوطه آموزشگاه منتظر مانده و بیمار می شوند.

 9)   امکانات آموزشگاه از قبیل میز و صندلی، درب و ... زود مستهلک می شود.

 10) حدس و گمان دانش آموزان مبنی بر آمدن یا نیامدن معلم، موجب بی تفاوتی در انجام تکالیف ارائه شده می گردد.

 11) رفت و آمد معلمان در فصل سرما باعث بیماری خود او شده و غیبت وی را موجب می شود.

 12) رفت و امد معلمان موجب عدم پی گیری دقیق فرآیند آموزشی می شود.

 13) در برخی موارد باعث مراجعات و شکایات اهالی روستا از چگونگی حضور و بی نظمی معلمان به اداره می گردد.

 14) اقدام و شخصیت حقیقی معلم روستا و جمعیت شرافتمند معلمان بالاخص معلمان ابتدایی که زحمت کش ترین و صادق ترین نیروهای شاغل هستند زیر سوال می روند.

 15) ارتباط مثبت و سازنده معلم با اهالی روستا و جامعه روستایی را برهم زده و هم نمی تواند ارتباط صحیح و درستی را با اهالی روستا ایجاد نماید.

             امید که مجموعه حاضر بتواند گرهی هراندازه ناچیز از مشکلات و نارسایی های آموزشی کلاس های چندپایه بگشاید . انشاءالله

 

علی ربیع نسب

مدیر مجتمع آموزشی و پرورشی امام خمینی (ره)      5/7/1390

  


موضوعات مرتبط: چندپایه، جایگاه مدارس روستایی در آموزش و پرورش، موانع و مشکلات مدارس چندپایه
آخرین مطالب