مقام معلّم
مي توان در سايه آموختن گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، يادآموختيم پس، سويداي سواد آموختيم
از پدر گر قالب تن يافتيم از معلّم جان روشن يافتيم
اي معلّم چون کنم توصيف تو چون خدا مشکل توان تعريف تو
اي تو کشتي نجات روح ما اي به طوفان جهالت نوح ما
يک پدر بخشنده آب و گل است يک پدر روشنگر جان ودل است
ليک اگر پرسي کدامين برترين آنکه دين آموزد و علم يقين
استاد شهریار
